صفحه اصلي | تماس با ما | تبليغات در سايت | آمار خبرها | آمار مشاهده
 

اخبار اجتماعي سياسي جدید ترین خبر اجتماعي سياسي خبر قبلی خبر بعدی چاپ خبر
توجه: شما در حال مشاهده یک خبر قدیمی هستید. برای مشاهده خبرهای جدید مرتبط به موضوعات خاص، از جستجوی خبر استفاده نمایید.

از بيمارستان الزهراي اصفهان تا شريعتي تهران

همراه بيمار به سرعت و قبل از آنکه کادر بيمارستان دکتر شريعتي، بيمار او را به داخل اورژانس منتقل کنند؛ پرونده پزشکي وي را به پزشک کشيک رساند .
پزشک بلافاصله دستور داد بيمار با وجود انبوه مراجعين در اين ساعت شب به داخل هدايت شود، تا اقدامات اوليه روي آن انجام شود.
خانم دکتر پس از معاينه و مطالعه پرونده با رزيدنت نورولوژي مستقر در اوژانس تماس مي گيرد و شرحي از بيمار ارائه مي دهد و از وي کسب تکليف مي کند.
آقاي دکتر "... ش" دستور مي دهد از پذيرش خودداري شود و پس از آنکه خانم دکتر بازهم از وضعيت بيمار مي گويد و اينکه بيمار حال خوبي ندارد، دچار مشکل حرکتي است، وضعيت اورژانسي دارد و ...
آقاي دکتر بدون آنکه بگويد از قبل در جريان وضعيت بيمار قرار دارد، تاکيد مي کند که به هرحال او را پذيرش نکنيد، من خودم مي آيم و تصميم مي گيرم .
يک ساعتي مي گذرد، اما آقاي دکتر "... ش" که فقط يکي دو اتاق تا بيمار فاصله دارد، از حضور بر بالين وي خودداري مي کند.
همراه بيمار از پرستاران، سراغ مدير و رييس بيمارستان را مي گيرد، اما به او راهنمايي مي کنند که به ساختمان ديگري برود و سراغ سوپروايزر را بگيرد .
همراه بيمار، پس از آنکه با خانم "... ب " در اتاق پرستاري همسخن مي شود، از چگونگي حال مريض و بي توجهي به بيمار مي گويد .
خانم سوپروايزر، بلافاصله در تماس تلفني از کادر درماني مي خواهد تا بيمار از سوي رزيدنت کشيک معاينه و نتيجه را به او اعلام کنند.
باز هم ساعتي مي گذرد، اما از آقاي دکتر کشيک خبري نمي شود. گويا سرنوشت بيمار اين است که بايد با او اين گونه برخورد شود. آيا با ديگر بيماران اورژانسي نيز همينطور رفتار مي‌شود؟ مگر اين پزشکان، قسمنامه بقراط را سر نداده‌اند که پزشک را موظف به انجام هر کاري براي حفظ جان و سلامت يک انسان مي‌کند. آنها سوگند ياد کرده‌اند که بايد بکوشند تا کميت و کيفيت زندگي بيمار را بهبود بخشند. پزشک بايد ازهر اقدام که منجر به آسيب بيمار مي‌شود، خودداري کند. اين جملات از ذهنم عبور مي‌کند و همزمان دهها سوال ديگر از همين سنخ ذهنم را آزار مي‌دهد.
پس از دقايقي، دوباره همراه بيمار، تماسي با سوپروايزر مي گيرد و مراتب را گزارش مي دهد . خانم پرستار با اندکي ناراحتي از اين بي توجهي دکتر "...ش" قول مي دهد که بزودي اين مهم انجام شود.
ساعت از 3 و نيم بامداد گذشته است و هنوز دکتر "...ش" بر بالين بيمار حاضر نشده و او همچنان بر روي برانکارد در گوشه‌اي از اورژانس بيمارستان رها شده است، آمبولانسي هم که بيمار را از بيمارستان الزهراي اصفهان به تهران آورده نيز همچنان بلاتکليف است.
همراه مي گويد خانم پرستار تو را بخدا فکري به حال بيمار ما بکنيد ، خدا را خوش نمي آيد و ...
سوپروايزر، اين بار ظاهرا با خود رزيدنت کشيک تماس مي گيرد و مراتب نگراني همراهان بيمار و ... را منتقل مي‌کند .
عقربه‌هاي ساعت، 3 و 45 دقيقه بامداد را نشان مي‌دهد، شهر در سکوت است، اما هياهو در دل همراهان بيمار ساکت نمي نشيند. آقاي دکتر "...ش" از اتاق مجاور اورژانس بيرون مي آيد و بدون معاينه بيمار و حتي مطالعه پرونده بيمار، با عصبانيت و با صداي بلند اشاره به بيمار مي کند و مي گويد : همراه اين بيمار کيه !
همراه مي گويد: بله آقاي دکتر ، بفرماييد .
دکتر بدون اينکه با او چهره به چهره شود مي گويد : Lp مي دوني يعني چه ؟
همراه مي گويد : آق .. آق .. آقاي دکتر چي چي P؟
دکتر با عصبانيت مي گويد : تو که نمي دوني، چرا مريض را از اصفهان آوردي اينجا ؟
همراه مي گويد : والا آقاي دکتر من که دکتر نيستم ،اما دکتر متخصص مغز و اعصاب بيمارستان الزاهراي اصفهان، پس از سه هفته تلاش و آزمايش و عکس و ...« مننژيت» را رد کرد و بيماري را مبهم تشخيص داد. آن پزشک، اين دستور را کتبا صادر کردند و اتفاقا نامه نيز همراه با پرونده خطاب به اورژانس شريعتي نوشته شده، ضمن اينکه توصيه کردند که آقاي دکتر "...س" و آقاي دکتر" ...س" بايد بيمار را معاينه کنند و نظر قطعي بدهند و گرنه ما که حتي راه بيمارستان شريعتي را هم بلد نبوديم، اتفاقا توي خيابان شريعتي ،دنبال آدرس بيمارستان بوديم !حالا مگه چي شده اقاي دکتر؟
دکتر ادامه مي دهد: اولا که دکتر "...س" و آقاي دکتر" ...س" بيکار نيستند که مريض شما را ببينند ، دوما اونها شايد هفته اي يک بار به بيمارستان بيايند ،اين هم براي چند دقيقه ، و سپس ادامه مي دهد که مريض سه - چهار بار Lp ( گرفتن آب نخاع ) شده، بارها آزمايش داده و در مدت سه هفته اي که بيمار بوده از انواع آنتي بيوتيک ها استفاده شده ، حالا نوشته اند که با تشخيص مبهم به بيمارستان شريعتي اعزام مي شود ؛ چرا شما پذيرفتيد.
همراه با حالتي همراه با اضطراب مي گويد : آقاي دکتر حالا چکار کنيم ؟
دکتر مي گويد: هيچي تا دکتر از بيمارستان اصفهان تماس نگيره و به من نگه که علت اين اعزام چي بوده، من هيچ کاري نمي کنم .
همراه بيمار مي گويد : آقاي دکتر تو را به خدا ساعت 4 صبح (پنجشنبه 5 آذرماه 1388) دکتر از کجا گير بيارم؛ تازه مگه دکتر بيمارستان اصفهان بعدازظهر (چهارشنبه 4 آذرماه 1388) با شما تماس نگرفته بودند؟
آقاي دکتر مي گويد: بله، با من تماس گرفت و من گفتم که بيمار را اعزام نکنند، ما تو اين بيمارستان جا نداريم ، نمي دونم باز چرا اين کار رو کردند.
راننده آمبولانس با دکتر "...ش" صحبت مي‌کند و مي‌گويد: وضعيت اين بيمار اورژانسي است، او را بايد بستري کنيد.
دکتر "...ش" هم مي‌گويد: نه! وضعيت اين بيمار، اورژانسي نيست.
همراه مي گويد: شما بدون معاينه بيمار و بررسي پرونده در جريان همه جزئيات وضعيت بيمار هستيد ، پس اين مسأله نشون مي ده که دکتر اصفهان با شما صحبت کرده ، علت را هم گفته؛ پس ديگه دنبال چي هستيد. اگر مشکلي داره بستريش کنيد و اگر نداره بنويسيد تا ببريمش منزل ؛ آقاي دکتر خدا را خوش نمياد . اين خانم دو تا بچه قد و نيم قد داره ، تورا بخدا ، الآن 4 ساعته که مريضمون با اين حال و روز توي راهرو سرگردونه !!( همراه بيمار تلاش مي کند با بيمارستان الزهراي اصفهان چند باري تماس بگيرد، اما موفق به گفت و گو با پزشک نمي شود)
رزيدنت کشيک با عصبانيت مي گويد: ببين، اگر خواسته باشيد مريضتون رو پذيرش کنم بايد فرم سفيد پر کنيد ، من همه اين پرونده اي که از اصفهان همراه خودتون آورده ايد را مي ريزم دور، فهميديد!! تمامشو ؛ يک چيز ديگه هم بهت بگم ، فکر نکني اين بيمارستان بهتر از الزهراي اصفهانه ، نه! اينجا بدتره ! معجزه هم نمي کنه! ، مريضتون حال خوبي نداره! ، فهميدي ! اگر هر اتفاقي افتاد پاي خودتونه ؛ حالا تصميم با خودتون. اگر خواستيد، بريد با برگ سفيد پذيرش بگيريد و همه پرونده هاي قبلي را بريزيد دور!! ضمنا فکر نکنيد اينجا اتاقي براش وجود داره، نه توي همين راهرو بستري مي‌شه !!
همراه بيمار مي گويد : هر چه صلاح مي دانيد آقاي دکتر ، اما مگه شما تا الآن نمي گفتيد که بيمار مشکلي نداره ، پس چرا الآن نظرتون برگشته و از بيماري لاعلاج صحبت مي کنيد. ما بااميد به خدا اومديم اينجا، انشاالله از خدا هم شفاشو مي‌خواهيم. خواهشم مي کنيم شما هم کمک کنيد.
بالاخره ساعت از 4 بامداد گذشته بيمار پذيرش مي شود، اما تا صبح در راهرو بستري مي شود و در ساعت هاي اوليه صبح روز پنجشنبه (5 آذرماه 1388) دکتر "...س" متخصص مغز و اعصاب که توصيه شده او بيمار را معاينه کند، سر مي رسد و پس از معاينه بيمار ، دستور مي دهد ام آر اي و Lp ، آزمايش خون و ... همه به سرعت انجام شود ( البته گفت که تمام اين آزمايش‌ها از بيرون از بيمارستان و مراکز شخصي و يا بيمارستانهاي شخصي انجام شود.)
امروز - يکشنبه (8 آذرماه 1388) - چهارمين روزي است که بيمار در اورژانس بيمارستان شريعتي بستري است، اما نتايج آزمايش‌ها و تصاوير به گفته پزشکان نشان از يک نوع عفونت دارد که به دستور پزشک کار درماني را در همان اتاق‌هاي اورژانس بيمارستان با آنتي بيوتيک شروع کرده اند.
براي انعکاس اين ماجرا و انعکاس آن روز پنجشنبه پس از گذر از هفت خوان رستم، دفتر رييس بيمارستان را پيدا کردم، امام گويا دکتر "رضا ملک زاده" مرخصي بود و گفته شد که امروز (يکشنبه) به بيمارستان مي‌آيد. با مديريت بيمارستان هم که تماس گرفتم ، رييس دفترشان عنوان کرد که آقاي مدير در يک جلسه بسر مي برند.
امروز (يکشنبه 8 آذر ماه ) در حالي که از دکتر "رضا ملک زاده" رييس بيمارستان دکتر شريعتي درباره اتفاقاتي که براي اين بيمار روي داده، سووال شد، وي از اين مسووليت شانه خالي کرد و گفت: مسووليت اين بيمار بر عهده دکتر "ژامک خورگامي" عضو هيأت علمي دانشگاه و جراح عمومي بيمارستان دکتر شريعتي است.
اظهارات دکتر ملک زاده درحالي صورت گرفته است که به نظر مي‌رسد وي از اتفاقاتي که در بيمارستان تحت مسووليت خود روي مِي‌دهد، اطلاعات کافي ندارد و مسووليت اتفاقات ناگوار در اين بيمارستان را به دوش ديگران انداخته و حتما افتخارات را به نام خود ثبت مي‌‌کند.

    منبع خبر:خبرگزاری جمهوری اسلامی ايران - ايرنا     يکشنبه ۸ آذر ۱۳۸۸

دفعات مشاهده: ۹۹۳ کد خبر: ۱۰۶۱۲۲
 
کلیه حقوق مادی و معنوی این سایت متعلق به شرکت رایان پژوه سلامت می باشد.
Copyright © 2010 RayanPajouh. All rights reserved.